دسته: دستهبندی نشده
17 Sep 2009منتشر شده در روزنامه جام جم 87/5/17
اشاره
کتاب، آینهای تمامنما از نوع اندیشه و روح نویسنده است و خوانندگان با مطالعه هر کتاب در حقیقت، فروغ هدایت و یا ظلمت ضلالت را در صحیفه وجود خویشتن ترسیم میکنند و طريق صعود یا هبوط را ميپيمايند. امروزه به موازات توليد و انتشار كتابهاي مفيد و سازنده، شاهد رشد فزاينده چاپ و نشر كتابها و آثاري هستيم كه به صورت تأليف و يا ترجمه، معنويتهاي نوظهور و افكار و انديشههاي وارداتي در حوزه علوم روحی – روانی را در قالب الفاظ و عبارات جذاب، از گوشه و كنار جهان به سوی جوامع اسلامي سرازیر ميكنند.
در اين شرايط، بايسته است كه فرهيختگان و انديشمندان جامعه، پژوهشگران و دانشجويان جواني را كه با شور و اشتياق فراوان جذب عبارات به ظاهر زيباي چنين كتابهايي ميشوند و صعود به قلههاي كمال را از راه مطالعه آنها ميجويند، نسبت به خطرات گسترده عقيدتي و فرهنگي اين مسئله كه مصداق بارز تهاجم فرهنگي است، آگاه سازند و با بياني مستدل و منطقي فروغ بيداري را براي آنها فراهم آورند. از اين رو، آنان كه در وادي عرفان اصيل رحماني و معنويات ناب اسلامي ميباشند، شايسته است كه به اين امر مهم توجه داشته باشند تا به بيراهه نروند و به حرمان از معارف حقه الهي دچار نشوند.
نگارنده در اين نوشتار، به طور مختصر از منظر عرفان ناب اسلامي كه معيار و سمبل حق ميباشد، به آسيبشناسي ترويج چنين آثاري پرداخته است.
قرآن، در حريم صيانت الهي
با فضيلتترين و ارزندهترين گوهري كه جهان مُلك را به انوار بصيرت روشن ساخته، علم می باشد كه «رأس الفضائل العلم؛(1) سرآمد همه فضيلتها علم است». و نيز شريفترين و ارزشمندترين علمي كه از سوي خداوند رحمان در سراي ناسوت به وديعت نهاده شده، معارف عظيم ربوبي است كه در كتب آسماني تجلي نموده و بهويژه در قرآن كريم به عنوان ذكر الله و كلمة الله، چراغ هدايت زنان و مردان مؤمن را برافروخته و به بيان علوی «هو ربيع القلوب و ينابيع العلم»(2) بهار دلها است كه چشمههاي جوشان علوم رحماني را براي مؤمنان عاشق در گستره عالم ملك روان نموده. قرآن، كتاب جامعي است كه خداوند حفظ و صيانت آن را در تمامي زمانها و مكانها از هر نوع آسيبي وعده داده است: «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون؛(3) همانا ما ذكر (قرآن) را فرو فرستاديم و بهتحقيق ما خود آن را حفظ كنندهايم».
اگر قرآن كريم به صراحت آيه «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيء»(4) جوابگوي تمامي نيازها و سؤالات آدمي در مسير رشد و تعالي ميباشد، به جهت برخوداري از گنجينه بيپايان علم و آگاهي است كه بر ساير كتابها نيز شرافت و عزت يافته و اگر دسترسي به اين چشمه جوشان معارف رحماني و بهرهمندي از هدايت و شفاي كتاب الهي براي همگان ممكن نيست، به دليل آن است كه شرط استفاده از اين منبع نور، بدون شك، جز عشق و ايمان به كتاب خدا نمي باشد؛ چرا كه آدمي به واسطه عشق و ايمان به كلمات قرآن در حيطه دين خداوند قرار ميگيرد و گرنه جز خسران و تباهي چیزی نصیب او نخواهد شد: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا؛(5) و از قرآن آنچه شفا و رحمت براي مؤمنان است، نازل كرديم؛ در حالي كه براي ستمگران جز زيان نميافزايد».
كتاب، آينه فكر و روح نويسنده
به طور كلي، در گستره جوامع بشري هر دانشمند و حكيمي كه پس از سالها تلاش و كوشش در راه پژوهش و مطالعه، اثري از خود خلق ميكند، بهراستي علم و آگاهي خويش را در آن جلوهگر مينمايد و كتاب هر كس آينه تمامنماي فكر و روح او به شمار می رود: «كتاب الرجل عنوان عقله و برهان فضله؛(6) كتاب مرد، نشانه عقل و دليل فضل و برتري او است» و در واقع، هر نويسنده جوهره وجود خود را در اثرش به وديعت ميسپارد و پس از مرگ با كتابش كه آب حيات و شناسنامه زندگاني او ميباشد، جاودانه گرديده، و روح و روانش در سراسر كلمات مكتوبش حضوري هميشگي و اثرگذار خواهد داشت.
از اين رو، پژوهشگران و جويندگان كمال هنگامي كه با عشق و ايمان در صدد استفاده از علوم و معارف كتابي برميآيند، بايد به اين نكته بسيار مهم و اساسي توجه داشته باشند كه با خواندن آن كتاب و پذيرش و رضايتمندي از مطالب آن، تحت سلطه روح صاحب كتاب قرار گرفته و از راه و روش و آيين او تأثيري عميق ميپذيرند؛ چنانکه با خواندن کتاب آسمانی قرآن، و عشق و توجه به آیات و معارف انسان سازش، مورد عنایت و لطف صاحب حقیقی آن، یعنی خداوند رحمان، قرار می گیریم و در حریم نوراینت و روحانیت حق بهرهمند از معارف و حقایق این کتاب بزرگ می گردیم.
اگرچه به بيان نبوي «اطلبو العلم و لو بالصين؛(7) علم را طلب كنيد، هر چند در چين باشد»، استفاده از علوم و فنون و معارف انديشمندان جوامع ديگر، امري پسنديده و ممدوح است، اما نويسنده سطور حاضر به تجربه اين حقيقت را دريافته كه مطالعه آثار آنها با عشق و ايمان بهخصوص كتابهاي اعتقادي و روحي بدون بهرهمندي از راهنمايي معنوي صاحبان كمال و جمال و برخورداري از موازين حق و رهنمودهاي بيدارگر كاملان وادي معرفت، موجب ميگردد كه خوانندگان از روح صاحب كتاب که در جایجای آن حضور دارد، تأثير پذيرفته، چه بسا به تزلزل و سستي در دين و مذهب خود دچار شوند و در هجمههاي معنوي و فرهنگي، سرمايه ديني و الهي خويش را ببازند و قدم بر جاده انحراف و لغزش گذارند.
از جمله آثاري كه امروزه در سطحي وسيع منتشر گرديده، ترجمه كتابهاي برخي انديشمندان است كه تفكرات و معنويات التقاطي خود را مطرح كرده، ذهن خواننده را معطوف و مجذوب خويش ميسازند و بهحق، بايد خطرات ترويج چنين انديشههايي را كه بنيانهاي ديني و معنوي اين مرز و بوم را نشانه گرفته، بيش از هر خطر ديگر دانست و آسيبهاي آن را كه سلامت فكري و عقيدتي مسلمانان جهان را به مخاطره انداخته، بسيار جدي گرفت.
اين انديشمندان راه و روش و عقايد خويش را در قالب تعابير و الفاظ جذاب عرضه نموده و بدين ترتيب، جوانان مسلمان را به سوي عقاید و افکار خود ميكشانند و حال آن که هیچگاه زیبایی عبارات و جذابیت تعبیرات یک کتاب، نمیتواند دلیل حقانیت محتوای آن اثر باشد.
اگرچه آموزههاي اینان در گزارههايي از قبیل: «تسليم، عشق، مراقبه و یا دعا» ارائه ميشود و معمولاً محتواي كتابهايشان به واسطه مطالعات مستمر، از آثار انديشمندان بزرگ دنيا و عرفاي بنام جهان اسلام متأثر است، اما چون روحِ جاودان شده اینان در آثارشان از حيطه دين متكامل اسلام خارج است، خوانندگان و پژوهشگراني را كه بدون اطلاع و بهرهمندي از رهنمودهاي استادي بصير و راهنمايي او به سراغ چنین آثاری ميروند، در مسير آيين و عقايد خود قرار ميدهند و عملاً به تضعيف اساسيترين آموزههاي عرفان ناب اسلامي كه همسو با كمال حقيقي انسان است، ميپردازند.
به بيان ديگر، هر كس اين گونه آثار را كه روح حاكم بر آن، طريق غفلت از حقيقت اسلام و انحراف از صراط مستقيم كمال را فراسوي خواننده آن ميگسترد، مطالعه كند و تعاليم آن را بر لوح انديشه و قلب خويش منقش سازد و از راهكارهاي آن پيروي نمايد، در واقع، به پرستش و اطاعت از نويسنده آن مبادرت ورزيده و گام بر طريق آنان نهاده است؛ چنانكه امام باقر(ع) در اشاره به اين معنا ميفرمايد: «من أصغي إلي ناطق فقد عبده فان كان الناطق يؤدّي عن الله عزّ و جلّ فقد عبد الله و إن كان الناطق يؤدي عن الشيطان فقد عبد الشيطان؛(8) هر كس كه به گويندهاى گوش فرا دهد، مانند آن است كه او را پرستيده. پس اگر گوينده از خدا گويد، او خدا را پرستيده و چون از زبان ابليس گويد، او ابليس را پرستيده».
بنابراين، بيداري و هوشياري محققان گرامي در برابر چنين امر حساس و مهمي بسيار ضروري مينمايد و بايسته است جوانان عزيز و پژوهشگران مسلمان بدين مسئله توجه داشته باشند كه پيش از سير در آثار چنين انديشمنداني، نيازمند تمسك به ريسمان ولايت و راهنمايي اولياي رحماني و توجه خالصانه به صاحبان بصيرت و معرفت براي نجات خود ميباشند تا هم از ثمرات نيك علم و جنبههاي مثبت انديشه ديگران به طور صحيح بهرهمند گردند و هم در ورطه دوري از عرفان ناب اسلامي و حرمان از حقایق روحپرور و معارف انسانساز آن قرار نگيرند.
پينوشتها:
1. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص41، ح16، امام علي(ع).
2. همان، ص111، ح1969، امام علي(ع): «قرآن، بهار دلها و چشمههاي علم است».
3. حجر/9.
4. نحل/89: «و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است».
5. اسراء/82.
6. تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ص63، ح756، امام علي(ع).
7. مشكوةالانوار، ص135.
8. كافي، ج 6، ص 434، ح 24.
از فرط خيالي سترگ پلك بر هم نهادي و آنگاه كه چشم فروبستي، جهان پشت پلكهاي تو نقش بست. اكنون چشم بگشا تا جهان در خود فروريزد.