دسته: دستهبندی نشده
17 Sep 2009انسان غنوده در بستر آخرالزمان كه مختصات روزهاي دشوار او را خداوندان بصيرت و هوشياري، پيشتر ترسيم و تبيين نمودهاند، اكنون دست به گريبان با شگفتيهاي مقدر خويش، به صدق گفتار اهل آسمان ميانديشد و ظهور تدريجي بشارتها و انذارها را به نظاره مينشيند؛ هرچند بيان نمادين و رمز گونة بعضي از آن گفتارها، او را در تشخيص مصاديق و باور به وقوع پارهاي از آن رخدادها دچار ترديد و انكار نموده است.
دانايان ما پيشتر، عمده ويژگي مشهود بشر اين روزها را انقطاع حد اكثري (و نه كامل) او از روحانيت آفاق و انفس دانستهاند كه ساير خواص بشر آخرالزماني از تبعات اين عارضه است و شگفت آنكه صورت اين انقطاع، رونق روزافزون بساط علوم و فنون و تكنولوژي است كه ناشي از پيشرفت فيزيولوژيكي مغز بشر از يك سو و پيشرفت بهتانگيز ذهن او در ساحت عالم خيال مقيد است.
انسان غنوده در بستر آخرالزمان كه مختصات روزهاي دشوار او را خداوندان بصيرت و هوشياري، پيشتر ترسيم و تبيين نمودهاند، اكنون دست به گريبان با شگفتيهاي مقدر خويش، به صدق گفتار اهل آسمان ميانديشد و ظهور تدريجي بشارتها و انذارها را به نظاره مينشيند؛ هرچند بيان نمادين و رمز گونة بعضي از آن گفتارها، او را در تشخيص مصاديق و باور به وقوع پارهاي از آن رخدادها دچار ترديد و انكار نموده است.
دانايان ما پيشتر، عمده ويژگي مشهود بشر اين روزها را انقطاع حد اكثري (و نه كامل) او از روحانيت آفاق و انفس دانستهاند كه ساير خواص بشر آخرالزماني از تبعات اين عارضه است و شگفت آنكه صورت اين انقطاع، رونق روزافزون بساط علوم و فنون و تكنولوژي است كه ناشي از پيشرفت فيزيولوژيكي مغز بشر از يك سو و پيشرفت بهتانگيز ذهن او در ساحت عالم خيال مقيد است.
و مشكل از اينجا حادث ميگردد كه در برابر پيشرفت فيزيولوژيكي مغز بشر (كه يك سير طبيعي است و پس از اين نيز ادامه خواهد يافت) پيچيدگي و پيشرفت ذهن او به جاي آنكه با جهتگيري طبيعي خود به سوي عالم ملكوت همراه باشد، با فراموشي ساحت قدس، مفتون و مقيد به مرتبة كم شدت وجود؛ يعني صورت ظاهر تجليات ملكي گرديده است.
بديهي است كه مهار اين ذهن خودبين و پيشرفته، به مراتب دشوارتر از پيش است و روشهاي امروزين و مخصوص به خود را ميطلبد. امروز، اغلب دانشها (حتي علوم انساني) به جهت آنكه در معنا و بطن امر، غافل از دغدغة رجعت آدمي به مأواي اصلي خويشاند (هرچند كه در ظاهر خود را ملتزم و حتي متولي اين امر بدانند) براي اذهان بشر، خاصيتي تخدير كننده دارند و او را به غفلت عارضهاي كه بدان دچار است، مبتلا نمودهاند و از اين روست كه علي رغم ژست پرطمطراقي (ظاهر ناهماهنگ اين عبارت مضحك هم حاكي از مسماي آن است) كه انسان امروزي به خود گرفته، روزبهروز بر بنبستهاي روحي او افزوده ميگردد.
اگر چه ذهن بشر، روزي در برابر اين تخدير مقاوم خواهد شد و به فريب و خدعة آن آگاه ميگردد (و يا للعجب كه مغرب زمين زودتر بر اين امر واقف خواهد شد) و در پي چاره برخواهد آمد، لكن، هر تلاشي كه بر خاصيت تخديركنندگي اين دانشها بيفزايد، با هر عنوان به ظاهر موجهي كه طرح و تبليغ گردد، ظلم جمعي آشكارا بر روان الهي بشر خواهد بود.
لازم به توضيح است، رجوع به تعاريفي كه در باب علم بر لسان عرشي اولياي معصومين (عليهم السلام) جاري شده و در كلام الهي نيز مد نظر بوده است، خوانندة كنجكاو را بر صدق آنچه كه در اين نوشتار بيان شد، آگاه خواهد نمود.
از فرط خيالي سترگ پلك بر هم نهادي و آنگاه كه چشم فروبستي، جهان پشت پلكهاي تو نقش بست. اكنون چشم بگشا تا جهان در خود فروريزد.